
چه درونم تنهاست و در این تنهایی شاخه ی خشک نگاهم گل چشمان تو را می جوید...
ادامه مطلب
وقتي نااميد شدي به ياد بياركسي رو كه تنها اميدش تويي وقتي پر از سكوت شدي ... كسي رو كه به صدات محتاجه وقتي دلت خواست ازغصّه بشكنه... كسي روكه توي دلت يه كلبه ساخته ...
ادامه مطلب
باران مرا خیس میکند توفان میترساند xa0 و پاییز افسرده میسازد xa0 تو اما چیزی از من xa0 باقی نمیگذاری...
ادامه مطلب
آفتاب من؟نیم نگاهی از تو کافیستتا سر بلند کندآفتابگردان پژمردگیهای من...
ادامه مطلب
تمام توxa0 سهم منه ب کم قانع نیستم...
ادامه مطلب
تا کجا میتوان تو را دوست داشت و از خوشی نمرد xa0...
ادامه مطلب